فرستنده عکس :امین عبدالهی کوهی
عکس از ضرغام قلندری
وبلاگ به سایت تبدیل شدلطفا به این آدرس مراجعه کنید www.ghashghaeeha.irادامه مطلب...
عکس از :آقای حبیب عبدالهی کوهی
یک نفر هست که منتظر نگاه دوست میباشد تا از گلیمهایی که از دختران ایل به یادگار مانده سخن بگوید،از پیرزن های ایل بگوید که چگونه هوای کوچ در سینه هایشان حبس میشد تا ترس کودکان را نگیرد ،از چشمان خسته زنان و مردان ایل بگوید که چگونه خسته بودند اما دنیا را روشن می ساختند پس طلوع کن تا مرهمی باشی بر زخم هایی که از کوچ بر دلها مانده است .
مادر بزرگم را خوب به خاطر دارم که صبحگاهان نان میپخت تا دشت سیر شود پدر بزرگم را میدیدم برای استواری سیاه چادر قدم محکم می گذاشت نگاه مادرم کافی بود تا بفهمم دلش زخم جدایی کوچ را دارد ،و پدرم که چگونه هنوز برای ماندن ایل در ذهن ها قلم را شرمنده می کند .پس که دشت خدارا شکر کن به خاطر روزگار همنشینی با ایل وعظمتی که از ایل گرفتی
فرستنده متن : ساری گیل
وبلاگ به سایت تبدیل شدلطفا به این آدرس مراجعه کنید www.ghashghaeeha.irعکاس :حسین صالحی
برای دیدن تمامی عکس ها به ادامه مطلب بروید...
وبلاگ به سایت تبدیل شدلطفا به این آدرس مراجعه کنید www.ghashghaeeha.irادامه مطلب...
حبیب عبدالهی کوهی
سادات عبدالهی کوهی
عکس از ضرغام قلندری
عکس از ضرغام قلندری
شما هم عکس هایتان را بفرستید تا در سایت گذاشته شود
عکس از طهمراس ترابی و جلیل چرپانلو